کاش همه چی ...

واقعا مرگ حقه؟! دیروز با بچه ها جمع بودیم و میگفتیم و میخندیدیم که ' ع ' گفت بچه ها واسه بابام دعا کنید عمل سختی داره! ما هم شوکه شدیم از این خبر چون قبلش چیزی بهمون نگفته بود...

امروز بعدظهر تو کلاس دیدم حال پتی خوب نیست هی پیچیدم به پر و پاش که چته؟!

آخرشم گفت که بابای ' ع ' زیر عمل رفته... یخ کردم... فقط اشک میریختم... واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم فقط حس کردم دارم خفه میشم... باید میرفت تهران... از کلاس اومدم بیرون بهش زنگ زدم تو راه بود و داغون... قلبم واقعا درد گرفت هیچ وقت انقدر داغون نبود! دیدن و شنیدن گریه یه مرد خیلی سخته... بچه ها دعا کنید... واسه آمرزش پدرش و صبر خانوادش... 

/ 0 نظر / 7 بازدید